نگاهی به زندگی سون یات سن؛ پدر چین مدرن

خبرنگاران: سون یات سن که غالباً از او به عنوان پدر چین مدرن یاد می نمایند، رهبر انقلاب 1912 این کشور بود که در نهایت به خاتمه دو هزار سال نظام امپراتوری و استقرار نظام جمهوری در چین انجامید. سون یات سن رهبر جبهه ملی گرایان چینی موسوم به کومیتانگ نیز بود. سون یات سن در سالهای 1911-1912 نخستین رهبر جمهوری چین و در سالهای 1923-1925 رئیس جمهور بلامنازع این کشور بود.

نگاهی به زندگی سون یات سن؛ پدر چین مدرن

با تور چین سفری خاطره انگیز را تجربه کنید.

سون یات سن در 12 نوامبر 1866 در خانواده ای فقیر در ایالت گوآنگدونگ -واقع در جنوب چین- بدنیا آمد. برادر سون یات سن -که سالها به عنوان کارگر در جزایر هاوایی خدمت می کرد- یات سن را در 1879 به آنجا برد. او در مدرسه آمریکایی هاوایی تحصیل کرد و در آنجا برای نخستین بار با آرا و اندیشه های غربی آشنا شد.

یات سن به دلیل مسائلی که برای برادرش ایجاد شد، در 1883 به زادگاهش بازگشت. یکسال بعد، او توسط یکی از مبلغان مسیحی آمریکایی، غسل تعمید داده شد و به مسیحیت گروید.

یکسال بعد او به مدرسه ای بریتانیایی در هنگ کنگ رفت. سون یات سن در 1886 در مدرسه عالی پزشکی گوآنگژو ثبت نام کرد. او در سال 1892 در رشته پزشکی فارغ التحصیل شد. یات سن به دلیل زمینه تحصیلاتش، ارتباط کمی با علوم سیاسی داشت اما از وضعیت سیاسی موجود در چین به شدت ناراضی بود. از اواسط قرن نوزدهم، سیل ورود استعمارگران به چین برای کسب امتیازات مختلف، دولت این کشور را در تنگنای جدی قرار داده بود. تحقیر چین در برابر دولت های قدرتمند غربی، ملی گرایان این کشور را برای براندازی نظام سلطنتی مصمم تر ساخته بود.

یات سن در سال 1894 تشکل سیاسی ضد حکومتی در هاوایی ایجاد کرد. این تشکیلات به مرور زمان، موجب گسترش مبارزات مخفی و زیرزمینی علیه حاکمیت وقت چین شد.

زندگی در تبعید

در سال 1894 جنگ ژاپن و چین شروع شد. چینی ها به دلیل بی کفایتی فرماندهان، سوءمدیریت، تجهیزات ناکافی و قدیمی مغلوب ارتش مجهز و کارآزموده ژاپن شدند. سون یات سن با مشاهده شرایط موجود، به هنگ کنگ رفت و شورش علیه دولت مرکزی چین را شروع کرد. این قیام با شکست روبرو شد. سون یات سن دستگیر و به 16 سال تبعید محکوم شد.

او در 1896 به لندن رفت و به مدت هشت ماه در موزه بریتانیا به مطالعه پرداخت. وی سپس به وسیله کانادا، به ژاپن رفت (اوت 1897). یات سن در آنجا با فردی به نام میازاکی تورازو آشنا شد. تورازو، سون یات سن را با سیاستمداران و سرمایه داران بانفوذ ژاپنی آشنا کرد. پشتیبانی سیاسی و اقتصادی آنها، یات سن را در رسیدن به اهدافش یاری کرد.

همزمان چینی های دیگری نیز به عرصه مبارزه علیه حکومت چین وارد شدند. مشهورترین آنها لیانگ شیائو نام داشت که در سال 1898 به ژاپن گریخته و در آنجا به وسیله تاسیس روزنامه، علیه نظام وقت چین تبلیغ می کرد. سون یات سن به تدریج تشکل های سیاسی مختلفی برای دانشجویان چینی در اروپا ایجاد کرد. او در سال 1904 تشکیلاتی تحت عنوان انجمن اتحاد در توکیو تشکیل داد و مبارزات علیه حکومت چین را سازمان یافته تر نمود.

به تدریج مسائل زیادی برای سون یات سن پدید آمد. بخش بزرگی از این مسائل ناشی از فشارهای دول خارجی بود. در 1907 دولت ژاپن از یات سن خواست که فوراً خاک این کشور را ترک نماید. او سپس در هندو چین فرانسه (ویتنام) اقامت گزید اما مدتی بعد به دلیل فشارهای دولت فرانسه، ناچار به ترک آنجا شد.

انقلاب 1912

در سال 1911 دولت چین در پی ملی کردن خطوط راه آهن برآمد. این مسئله باعث نادیده دریافت منافع مالکان محلی می شد که اکنون بایستی بخشی از املاک خود را در اختیار دولت قرار می دادند. این اقدام حکومت باعث وقوع شورشی در ایالت سیچوآن شد. در اکتبر همان سال یک گروه انقلابی محلی در منطقه ووهان به پا خاسته و با بهره گیری از ضعف دولت مرکزی، اختیار نهادهای دولتی را بدست دریافتد.

این رویداد باعث بازگشت سون یات سن به کشور شد. او اینک می دانست که شرایط برای به ثمر رسیدن انقلاب مهیاست. یات سن با یکی از وزرای امپراتوری -یوآن شیکای- گفت و گو کرد. آن دو با یکدیگر معامله ای کردند که اگر شیکای بتواند نیروهای انقلابی را در رسیدن به پایتخت و سرنگونی رژیم یاری کند، او (شیکای) رهبر بعدی چین خواهد بود. در 12 فوریه 1912 امپراتور خردسال چین -پو یی- از سلطنت استعفا داد و دو روز بعد، یوآن شیکای به رهبری چین برگزیده شد.

یوآن شیکای

مسائل بعدی

بلافاصله پس از به ثمر رسیدن انقلاب، یات سن اقدام به ایجاد تشکلی سیاسی به نام حزب ملی گرایان چینی (کومیتانگ) نمود. این وضعیت به ایجاد دشمنی میان یات سن و شیکای انجامید. یات سن که عملاً قدرتی نداشت، به ژاپن گریخت. یات سن به تدریج دچار مشکل شد. او که کوشش می کرد همچون یک رهبر خداگونه پرستیده گردد، تمامی گروه های انقلابی را به ادای سوگند وفاداری نسبت به خود مجبور نمود. همچنین برای جلب حمایت ژاپنی ها، وعده دادن امتیازات مهم به آنها را بیان کرد.

اعتراضات مداوم از جانب اقشار مختلف اجتماعی، شیکای را تسلیم کرد. او در ژوئن 1916 درگذشت. یات سن که از دست یابی به قدرت ناتوان مانده بود، دولت خودخوانده خودش را در کانتون تاسیس کرد. یات سن که نسبت به یاری ژاپن و دولتهای غربی ناامید شده بود، به شوروی روی آورد. در سالهای 1922 و 1923 دیپلمات های روس با یات سن دیدار کردند.

ماحصل این مذاکرات، بستن پیمان تفاهم میان طرفین بود که به موجب آن، شوروی قبول کرد که نظام کمونیستی در چین پیروز نخواهد بود؛ لذا، در پی تقویت احزاب سوسیالیستی چینی بر نخواهد آمد. متعاقب این رویداد، حزب کمونیست چین رسماً گفت که با کومیتانگ متحد خواهد شد.

درگذشت یات سن

یات سن با الگوگیری از حزب کمونیست شوروی، کومیتانگ را به طرز کارآمدی سازماندهی نمود. او حتی یکی از دستیارانش -چیانگ کای شک- را مامور ایجاد یک آموزشگاه نظامی و تجهیز نیروهای تحت فرمانش به سبک و سیاق ارتش سرخ کرد. یات سن نتوانست نتیجه اقداماتش را ببیند. او در مارس 1925 بر اثر سرطان درگذشت. تابوت او را در 1929 به آرامگاهی بزرگ در نانجینگ منتقل نمودند.

آرامگاه سون یات سن در نانجینگ

یات سن نتوانست در عرصه سیاسی به صندلی بالایی دست یابد اما میراث او برای کومیتانگ طی سالهای متمادی پابرجا ماند. یات سن برخلاف بسیاری از سیاستمداران چینی در آن موقع، آگاهی زیادی از دنیا غرب داشت و همین موضوع سبب پیشرفت وی شد. او با دشمنانش نیز به خوبی مدارا می کرد و تمامی گروه های انقلابی را به وحدت دعوت می نمود. همین عامل باعث شد که حتی کمونیست های چینی نیز از او به نیکی یاد نموده و وی را پیشگام انقلاب نام نهند.

منبع: برترین ها
انتشار: بروزرسانی: 19 آبان 1398 شناسه مطلب: 394

به "نگاهی به زندگی سون یات سن؛ پدر چین مدرن" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نگاهی به زندگی سون یات سن؛ پدر چین مدرن"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید