سینمای من چیزی بین نئورالیسم ایتالیا و سبک هیچکاک است

به گزارش گروه سرگرمی، اصغر فرهادی در گفتگویی با منتقد ایتالیایی شرکت کرد و درباره سبک فیلمسازی اش، ساخت فیلم فروشنده، فیلمی که قرار بود در فرانسه بسازد و دیگر مسایل صحبت کرد.

سینمای من چیزی بین نئورالیسم ایتالیا و سبک هیچکاک است

برای دیدن شاهکارهای تاریخ اروپا با تور ونیز همراه شوید و از شهرهای زیبای رم، فلورانس و ونیز شهر روی آب دیدن کنید و بنای کولوسئوم را ببینید.

به گزارش گروه رسانه های گروه سرگرمی، رزا مایوکارو منتقد سینمایی می نویسد: پس از درباره الی و جدایی که برنده جایزه اسکار شد و گذشته، اصغر فرهادی کارگردان ایرانی با یک فیلم دیگر و این بار برمبنای مرگ فروشنده آرتور میلر بازگشته است. یک تفسیر اصیل که میخواهد به نوعی نشان دهنده خشونتی باشد که در زندگی روا می داریم و آن را معمولا به عنوان حق خودمان تفسیر می کنیم.

این مطلب شما را دعوت می نماید تا به تماشای فیلم کارگردانی بنشینید که زبانی عجیب و پاکیزه دارد و اجازه دهید تا خودش به سادگی با بیان خودش شما را متفاعد کند.

متن گفتگوی رزا مایوکارو را از نظر می گذرانید:

چرا متن آرتور میلر را انتخاب کردید؟ این حس را داشتم که این الهام بعدا ایجاد شد. اشتباه می کنم؟

-بله، این دقیقا همان اتفاقی است که افتاد. من آغاز به نوشتن متن با تمرکز بر یک زوج کردم و در آن مقطع فکر می کردم باید روی کاری نمایشی کار نمایند که نشان دهنده آینده رابطه آنها باشد. دلیل این که در نهایت نتیجه ارایه و به خوبی روشن می گردد، همین است.

چرا اسم فیلم را فروشنده گذاشتید؟

-چون ترجمه فارسی عنوان اثر میلر همین است و من آن را دوست داشتم زیرا هیچ معنای ضمنی جنسیتی نداشت و تقریبا به نوعی دربرگیرنده همه شخصیت های فیلم هم می شد.

این فیلم نشان دهنده ایده ها وموضوع هایی است که پیشتر کشف شده بود. آیا برای شما مهم است که یک پیوستگی روایی بین کارتان وجود داشته باشد؟

-بعضی دیدگاه ها مثل کشف روابط انسانی در ارتباط با داوری دیگران، همواره بخشی از موضوع کارهای من را تشکیل می دهد. در کنار آنها همواره یک جنبه جدید هم وجود دارد مانند خشونت که بر مبنای آن ما رفتارهایمان را تشدید می کنیم. به عنوان یک کارگردان بیشتر به همدلی ای که بین تماشاچی و شخصیت ها شکل می گیرد گرایش دارم نه این که بخواهم به آنها پیشنهاد کنم چه دیدی را انتخاب نمایند. من مسئولیت داوری را به مردم واگذار می کنم.

چرا عمیق تر به این موضوع پرداخته اید؟

-وقتی آغاز به نوشتن کردم تصوری از جهانی که به آن اشاره کردم نداشتم، اما همواره به شخصیت ها و داستان هایشان اجازه می دهم آنچه را می خواهند به ما بگویند. همه اینها از تجربیات هر روزه زندگی الهام گرفته اند و هرگز منطبق با اتفاقی که برای خودم در زندگی روزانه افتاده باشد، نیستند. در ایران، مردم گرایش به پنهان کردن همه چیز دارند، روابط با فاصله کنترل می شوند، فقط ببینید چقدر از پرده استفاده می کنیم تا از طریق آن بتوانیم حریم خصوصی خودمان را حفظ کنیم. حتی خانه های ما طوری ساخته می شوند که ورود افراد بلافاصله دیده نگردد. تازه معمولا پیش از ورود به خانه یک حیاط هست، بعد یک تالار ورودی و سپس یک راهروی بلند.

در فیلم های شما شخصیت ها اغلب حرف می زنند بدون این که دست به عملی بزنند. آیا این استعاره ای است که جامعه را تعریف کند؟

-تمایل ما به عنوان انسان این است که بنشینیم و درباره اینکه چطور عمل کنیم یا با یک موقعیت معین روبه رو شویم فانتزی ببافیم و بعد آن قدرت یا شهامت را پیدا نمی کنیم که برابر آنهایی که بر ما پیشی می گیرند، بایستیم.

چطور با موفقیت شما در اروپا در کشور خودتان برخورد می گردد؟

-هم وطنان من خیلی مسرور هستند و به این افتخار می نمایند زیرا آنها احساس قهرمانان مرا درک می نمایند. من مسرورم که فیلم هایم فقط موضوع بحث در میان منتقدها نیستند و در میان مردم نیز مورد توجه هستند و به خود مردم تعلق دارند. متاسفانه اقلیتی هم وجود دارد که به موفقیت من یا هر کس دیگری که سعی دارد تا فیلم یا هر اتفاق دیگری را خارج از کشور عملی کند، علاقه ای ندارند. این افراد به همه انواع هنر با سوء ظن نگاه می نمایند.

آیا تغییراتی در سال های اخیر برای ساخت فیلم ایجاد شده است؟

-هر فیلمسازی در ایران از اصول سیاسی و مذهبی پیروی می نماید. آنها عادت به پذیرش محدودیت های اعمال شده دارند بدون این که خلاقیت خود را قربانی نمایند.

فیلمبرداری دوباره در ایران پس از ساخت فیلم گذشته در فرانسه، چه جور تجربه ای بود؟

-می خواستم یک فیلم دیگر در کشورم بسازم پیش از آن که به اروپا بازگردم. این حقیقتی است که نوستالژی زیادی نسبت به کشورم و گروهی دارم که عادت دارم با آنها کار کنم. اما ساخت فیلم در فرانسه یک فرصت بزرگ و یک موقعیت واقعی بود. من از همه برای این امکان تشکر می کنم و به نظرم ساخت آن فیلم خیلی بهتر از آن چیزی بود که من بتوانم تصورش را داشته باشم.

فکر می کنید تغییر نموده باشید؟

-هر فیلمی به شما مهارتی جدید می دهد. شبیه این است که احساس یک آغاز تازه را داشته باشید. همواره روز اولی که فیلمبرداری می کنم احساس یک مبتدی را دارم؛ یک جور ناامنی و اضطراب. من به فروتنی به عنوان یک ارزش باور دارم اما سر صحنه نباید از هیچ چیز بگذریم.

آیا در فیلم ها به نوعی به نئورالیسم ایتالیایی و یا سبک آلفرد هیچکاکی ارجاع می دهید. آیا این را مدیون عشق شما به سینما هستیم؟

-قطعا قصه گویی فیلم های مهم بازتابی است که از هیچکاک گرفته اند، اما نئورالیسم بر من خیلی تاثیرگذارتر بوده و حتی بر مکتب همه فیلمسازان ایرانی تاثیر گذاشته است. فکر می کنم این هم بخشی از مشابهت های تاریخی با توجه به شباهت یا زمینه تاریخی و اجتماعی ایران و ایتالیا در طول سال هاست.

منبع:مهر

بازگشت به صفحه سایر رسانه ها

منبع: تسنیم
انتشار: 29 بهمن 1398 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: fungroups.ir شناسه مطلب: 645

به "سینمای من چیزی بین نئورالیسم ایتالیا و سبک هیچکاک است" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سینمای من چیزی بین نئورالیسم ایتالیا و سبک هیچکاک است"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید