سفرنامه بانکوک ، پاتایا

اواخرسال 93 بود که تصمیم گرفتم برای فروردین ماه سال آینده برنامه ای رو برای سفر به کشورتایلند ترتیب بدم و از اونجایی که به جز بعضی کشورهای خاص اعتقادی به استفاده از آژانسهای مسافرتی ندارم ، تصمیم گرفتم بدون تور سفر کنم و از همان ابتدا آغاز به برنامه ریزی تدارکات سفر مانند رزرو بلیط ، هتل و جمع آوری اطلاعات کردم.با پیگیری سایتهای مربوط به نرخهای ویژه پروازی مانندchepoair تونستم یک نرخ عالی با هواپیمایی قطر به مقصد بانکوک (پایتخت تایلند) برای16 تا 26 فروردین پیدا کنم و همون موقع رزروش کردم. درمورد اقامتگاه ها نیز با توجه به اینکه برای رزرو هتل پیش از سفر، احتیاج به داشتن credit card است زحمتش رو سپردم به دوستان عزیزم در شرکت ثناسفرگشت و در نهایت با مشاوره هایی که از دوستانم گرفتم قرار شد 3 شب در پاتایا و4 شب دربانکوک باشم و تا زمان آغاز سفر هم سعی کردم اطلاعات بیشتری راجع به شهرهای فوق ، مکانهای دیدنی ، ورودیه ها و .... جمع آوری کنم.صبح روز 16 فروردین ماه پرواز ما بدون تأخیر راس ساعت11:45 تهران را به مقصد دوحه قطر ترک کرد.هواپیمایی قطر که من پیش از این تجربه سفر با اون رو به مقصد هندوستان داشتم ، طبق معمول بی نقص و با امکانات تفریحی و رفاهی عالی بود.طبق برنامه پروازی حدود ساعت 13:30 دقیقه وارد فرودگاه hamad دوحه شدیم.

سفرنامه بانکوک ، پاتایا

از سفر با تور پاتایا لذت ببرید.

زمان توقفمان در دوحه حدود 7 ساعت بود که خوشبختانه فرودگاه امکانات و همچنین فری شاپ های زیادی برای گشتن داشت و خیلی حوصلم سر نرفت .ساعت 20:30 دقیقه بدون تاخیر دوحه رو به مقصد بانکوک ترک کردیم ؛از اونجایی که صبح زود قراربود به بانکوک برسیم سعی کردم با یه استراحت خوب انرژی کافی رو برای برنامه های فردا داشته باشم که خوشبختانه همین اتفاق هم افتاد . حدود یک ساعت پیش از فرود هواپیما صبحانه سرو شد و هواپیما ساعت7:30 دقیقه صبح به وقت تایلند در فرودگاه سووارنابومی بانکوک به زمین نشست . بعدازتحویل دریافت چمدان و کمی پرس و جو متوجه شدم باجه فروش بلیط اتوبوس در طبقه زیرین فرودگاه قرار داره ؛ جهت سفر از بانکوک به پاتایا و بلعکس علاوه بر اتوبوس از تاکسی های فرودگاه هم میشه استفاده کرد که چون من عجله نداشتم از اتوبوس استفاده کردم. یک بلیط برای ساعت نه به ارزش 134 بت خریداری کردم وتا زمان حرکت اتوبوس یه چرخی اطراف فرودگاه زدم.

هوای شهر بانکوک در این فصل از سال گرم تر از اون چیزی بود که فکر میکردم و البته کمی هم شرجی؛پس از سوار شدن در اتوبوس و طی مسافتی حدود 160 کیلومتر به پاتایا رسیدیم . این شهر به خاطر ساحلی بودن ، هوای به مراتب شرجی تری نسبت به بانکوک داشت.شهری سرسبز با یک خط ساحلی نسبتا بزرگ و خیابان هایی که پر از توریست بودند.موقع پیاده شدن از اتوبوس چند نفر در ترمینال بودند و به کسانی که از پیش اقامتگاه رزرو ننموده اند هتل معرفی می کردند (این افراد بابت معرفی مسافران به هتل پورسانتی دریافت می نمایند)، یک ایرانی هم بینشون بود که برای من خیلی جالب بود و انتظارش رو نداشتم ؛ پس از چونه زدن با چند راننده تاکسی با یکیشون که قیمت کمتری بابت ترانسفر تا هتل پیشنهاد داد به سمت هتل رفتیم.اقامتگاه من citin garden resort درخیابان جنوبی پاتایا بود وحدود 10 دقیقه با خیابان ساحلی فاصله داشت . ابتدای محوطه هتل یکی ازکارکنان حضورداشت و درحمل چمدان تا لابی یاری کرد ، مسئول ررزو هم برخورد خوب و گرمی داشت.

هتل شامل چهار طبقه ، یک کافه،رستوران ، یک سالن برای صرف صبحانه و یک استخر بود ومحوطه زیبایی داشت ؛ مسئول رزرو هتل پس از چک کردن پاسپورت و برگه رزرو شرح داد که چون من کمی زودتر از زمان check in رسیدم و تا 30 دقیقه آینده که اتاقم رو آماده مینمایند میتونم از استخر یا کافی شاپ هتل استفاده کنم که من ترجیح دادم سری به بخش گردشگری هتل بزنم و در خصوص تورها و هزینه ها اطلاعاتی بگیرم ؛ از بین جاهایی که میخواستم در پاتایا دیدن کنم دوتاشون ( nong noch tropical gardenو sanctuary of truth ) درخارج ازشهرقرار داشتند و با توجه به هزینه های رفت و برگشت و ورودیه ها استفاده از تور برای آنها منطقی تر به نظرمیرسید.

برای فردا صبح تور باغnongnoch رو به قیمت 1000 بت (شامل ترانسفر رفت و برگشت از هتل ، ورودیه باغ و بلیط دو نمایش) رزرو کردم.اتاقی که برام آماده نموده بودن تمیز وخوب بود وامکانات خوبی داشت وخیلی مسرور بودم که این هتل رو برای اقامتم انتخاب کردم . پس از صرف نهار ترجیح دادم به جای استراحت ، یه سر به ساحل بزنم و در جهت با امکانات اون منطقه هم آشنا بشم.منطقه ای که هتل من دراون قرارداشت پر بود ازکافه ، رستوران ، مرکزخرید ، سالنهای ماساژ و ... ؛ در هر خیابان چندین دکه فروش غذای آماده وجود داشت که فروشنده ها پیوسته درحال کباب کردن غذاهای دریایی مثل هشت پا ، ماهی های گرد کوچک (fish ball) و خرچنگ بودند. از اونجایی که غذاها در تایلند بیشتر با روغن نارگیل طبخ میشوند ممکنه بوی عجیب وغریبی رو در نزدیک مراکز فروش غذا احساس کنید که بعد از دو سه روز دیگه بهش عادت خواهید کرد . برای حمل ونقل درداخل شهر، هم از تاکسی میشه استفاده کرد هم موتور(تاکسی موتورها با کاور نارنجی رنگ قابل تشخیص هستند) .

باغروب آفتاب والبته کاهش گرمای هوا به تعداد جمعیت در خیابانها و البته کافه ها افزوده میشد و البته دوستانی که به سمت معروفترین خیابان پاتایا در حرکت بودند. این خیابان یکی از معروف ترین خیابانها درآسیاست ودیگه نیازی به شرح نداره چرا که مطمئنم تمام دوستانی که این سفرنامه رومیخونن حداقل دراین مورد ، اطلاعات دقیق وکاملی دارند. ازاونجایی که خیلی خسته بودم به هتل برگشتم که هم استراحت کنم وهم برنامه سه روز آینده رو درپاتایا برنامه ریزی کنم.

صبح روز بعد پیش از رسیدن ترانسفر گشت برای صرف صبحانه به سالن غذاخوری هتل رفتم . کیفیت و تنوع صبحانه برای من که خیلی اهل صبحانه خوردن نیستم خوب و کامل بود.چای ، قهوه ، چند نوع آب میوه ، مربا ، چند نوع املت و... . پس از صرف صبحانه تا زمان آمدن ترانسفر به بخش گردشگری هتل مراجعه کردم و تور کاخ sanctuary of truth رو برای فردا صبح به قیمت 800 بت رزرو کردم .خوشبختانه ترانسفر گشت تاخیر نداشت و سر موقع ماشین ون مخصوصی که اسم مقصد (پارک nongnoch) روی آن نوشته شده بود در ورودی هتل حاضر شد و به سمت مرکز شهر حرکت کردیم.در نقطه ای از مرکز شهر به همراه دیگر توریست ها که از هتل های دیگر بودند سوار اتوبوسی شدیم که لیدر گشت در آن حضور داشت .در جهت راه لیدر تور مشغول شرحاتی درباره امکانات و زمان بندی تور به مسافرین بود ؛ اولین بازدید ما با عبور از ورودی اصلی مجموعه ، مربوط به باغ ارکیده و چنیدن نمونه گیاهی دیگر بود که حقیقتاً بسیار زیبا و با سلیقه تزیین شده بود و جمعا پانزده دقیقه برای بازدید از آن وقت داشتیم.در ابتدای باغ نیز یک ببر وچند طوطی برای عکس انداختن با مسافران وجود داشت که دیدن ببر بیرون قفس و در فاصله کمتر از 1 متر هیجان انگیز بود.

با اتمام بازدید از باغ ارکیده به محوطه اصلی مجموعه رفتیم.پس از پیاده شدن از اتوبوس تورلیدر دو عدد بلیط نمایشthai cultural show(نمایش فرهنگی تایلند)و elephant show(نمایش فیل ها) را به همراه نقشه ای از باغ به مسافران داد و قرار شد ساعت دوازده همه برای بازگشت در اتوبوس باشند.باغ نونگ نوچ شامل باغ های ارکیده ،کاکتوس،بنسای، باغی به سبک فرانسوی ، دریاچه و بخش های مربوط به اجرای نمایش است.همچنین برای کسانی که می خواهند به صورت گذری از باغ ها دیدن نمایند یک تور فیل سواری نیز وجود دارد.

از آنجایی که تا آغاز اجرای نمایش ها یک ساعت زمان مانده بود ابتدا با کرایه یک فیل برای بازدید از باغ ها کار رو آغاز کردم که به عنوان اولین تجربه خیلی هیجان انگیز بود . پس از خاتمه این برنامه به سمت باغ فرانسوی رفتم که متاسفانه به دلیل ترمیم و بازسازی قابل بازدید نبود و به ناچار کمی زودتر برای بازدید از نمایش ها به محوطه اصلی پارک برگشتم.نمایش سنتی شامل 4 بخش(پایکوبی های سنتی و محلی تایلند ، نمایش تاریخچه این کشور و بوکس تایلندی توسط میمون ها) بود و پس از آن به محوطه کناری برای بازدید از نمایش فیل ها رفتیم که اون هم جالب و دیدنی بود .

پس از اتمام نمایش به محوطه پارکینگ خودرو ها برگشتم.در جهت برگشت ، تورلیدر به مسافران پیشنهاد کرد که در صورت تمایل میتوانند به جای برگشت به هتل همراه او با همین وسیله به یک سری مرکز خرید بروند و اونایی که علاقه ندارن به محل اقامتشان بازگردانده می شوند.پس از توقف اتوبوس جلوی آژانس در مرکز شهر من از گروه جدا شدم و با کمی پرس و جو یک رستوران مک دونالد در اون نزدیکی پیدا کردم . پس از صرف نهار طبق برنامه باید برای بازدید از موزه تصاویر سه بعدی می رفتم که چون نسبت به جایی که قرار داشتم فاصله نسبتا زیادی داشت ترجیح دادم از موتور تاکسی ها استفاده کنم. هزینه ورودی موزه 400 بت بود و می بایست بدون کفش وارد می شدیم.ساختمان موزه شامل دو راهرو و سالن بود که حدود سی تا چهل نقاشی سه بعدی در ابعاد متفاوت در کف و دیواره ها قرار داشت که فوق العاده خلاقانه و هنری طراحی شده بود و کلی سوژه برای عکاسی کردن داشت.

متاسفانه از اونجایی که اینجانب همراهی برای عکس دریافت نداشتم از بازدید نمایندگان در خواست میکردم که زحمت اینکار را بر دوش بکشند و به زحمت تونستم چندتا عکس در موزه بگیرم.از اونجایی که زمان نسبتا زیادی در موزه صرف شد و دیگه فرصت کافی برای بازدید از مکان دیگری نبود به هتل برگشتم .

صبح روز سوم هوا ابری آفتابی بود و گرمای دیروز رو نداشت.من که نزدیک بود خواب بمونم و به ترانسفر گشت نرسم ، با عجله و بدون خوردن صبحانه در لابی هتل حاضر شدم که از اون طرف ترانسفر هم 10،15 دقیقه ای تاخیر داشت. تا رسیدن به مقصد که در خارج از شهر قرار داشت حدود یک ساعتی زمان برد. کاخ sanctuary of truth در شمال غربی شهر پاتایا و درمحدوده ساحل قرار گرفته است. با عبور از محوطه کاخ، یک فضای جنگلی قرار داره که از بالای آن میشد نمایی از کاخ(که تعیین بود ازتفاع زیادی داره) رو نظاره کرد .

این بنا به نظر بسیاری از سایت های گردشگری به همراه باغی که دیروز بازدید کردم پر بازدید ترین مراکز گردشگری شهر پاتایا هستند.این کاخ به واقع یکی از بی نظیرترین اماکن توریستی شهر پاتایا است و درستی این مطلب رو وقتی از نزدیک با آن رو به رو می شوید درک خواهید کرد؛ کاخی باشکوه از جنس چوب(درخت ساج) با جزییات و کنده کاری های استادانه با مضمون فرهنگ ، هنر و مذهب که هر بازدید نماینده ای را غرق در شگفتی خواهد نمود.به دلیل برخی ساخت و سازها داخل مجموعه می بایست بازدید نمایندگان پیش از ورود کلاه های ایمنی بر سر میگذاشتند .داخل بنا همانند نمای بیرونی پر بود از نماینده کاری ها و مجسمه های زیبا ؛ آن طور که در نوشته های معرفی اثر ذکر شده بود، ایده ساخت بنا توسط یک تاجر بومی در سال 1981 شکل گرفته و قرار است در سال 2050 به خاتمه برسد. تصاویر درست شده با موضوع رابطه زندگی با جهان ، چرخه زندگی و دانش باستانی ادیان بودایی ، هندو و اسطوره های باستانی از چین ، هند ،تایلند و کامبوج هستند.پس از بازدید از بنا تا آمدن ترانسفر، گشتی در ساحل مجاور کاخ زدم که پر بود از مناظر خوب برای عکاسی.

با آمدن ترانسفر از راننده خواهش کردم که من رو به جای هتل محل اقامت به ورودیه معبد Wat Phra Yai (بودای بزرگ) برسونه که خوشبختانه مخالفت نکرد. در قسمت جنوبی شهر وقتی به جاده مجاور به ساحل jomtieh (یکی از جنوبی ترین سواحل پاتایا) رسیدم، مجسمه بودای بزرگ که در بالای تپه pratumnakقرار گرفته تعیین شد.این تپه صندلی بزرگترین معبد شهر پاتایاست که در سال 1940 ساخته شده و روزانه حجم زیادی از افراد بومی و غیر بومی را جهت نیایش و بازدید به خود جلب می نماید.در جهت سر بالایی منتهی به ورودی معبد به افرادی بر خوردم که پرندگان کوچکی در قفس برای فروش داشتند ؛ این پرندگان توسط مردم خریداری شده و بر طبق سنت رایج، در محوطه معبد آزاد میشوند تا سرنوشت خوب را برای آن شخص پدید آورند. ورودی معبد بودای بزرگ توسط دو اژدهای هفت سربه نام nagas (موجودی افسانه ای نیمه انسان و نیمه مار) در بر گرفته شده ؛محوطه مبعد شامل یک ساختمان کوچک مخصوص راهبان ، مجسمه بزرگی از بودا که در جلوی آن قسمتی برای نیایش مردم و اهدا پول ، خوراک و هدایا وجود دارد.

از آنجایی که معبد در بالای تپه ای بلند قرار گرفته پس از بازدید از محوطه ، زمانی را برای بازدید از دورنمای شهر میتوان اختصاص داد.بعد از برگشت از معبد که دیگه ساعت نزدیک 5 بعدازظهر شده بود و من خیلی گرسنه بودم از راننده درباره یک رستوران خوب در اون اطراف پرسیدم که اون هم با توجه به موقعیت مان در شهر ، رستوران food wave روپیشنهاد کرد که غذاهای متنوع و خوبی از چندین ملیت داشت. من ترجیح دادم غذاهای دریایی رستوران رو تجربه کنم ؛ منویی که من انتخاب کردم شامل یک بشقاب صدف پخته شده با سس مخصوص(خیلی تند) به عنوان پیش غذا و یک کاسه سوپ شامل رشته ، میگو، ماهی توپی((fish ball و هشت پا بود که برای تجربه اول خوب و قابل خوردن بود.

در شهر پاتایا دو یا سه رستوران ایرانی هم وجود داره و دوستانی که نمیخوان غذاهای محلی رو تجربه کنن و علاقه ای هم به تجربه فست فود در چند روز متوالی را ندارن میتونن از این رستوران ها استفاده کنن .پس از صرف نهار(یا در واقع عصرانه) تصمیم گرفتم به ساحل برم و تا غروب آفتاب آنجا باشم اما با آغاز باران ترجیح دادم برگردم به هتل ؛ من که اصلا حواسم نبود بارانهای اینجا استوایی هستند یک موتور کرایه نموده بودم و در ترافیک جهت برگشت چند دقیقه ای زیر بارون وحشتناک (که البته بیشتر شبیه سیل بود تا بارون) موندم که خوشبختانه مدارک و تلفن همراهم جان سالم به در بردند.

صبح روز بعد از اونجایی که برنامه ای برای بازدید نداشتم یه سری زدم به مرکز خرید royal garden plaza تا از موزه شخصیت ها (Louis tussaudswax work) دیدن کنم. موزه لوییس توسو شامل تعدادی شخصیت های سیاسی ، ورزشی و سینمایی است که غیر از دو سه شخصیت ما بقی خوب از آب درامده بودند .

پس از بازدید از این موزه به سراغ تالار آیینه رفتم ؛ در این طبقه چندین مرکز تفریحی مانند سافاری وحشت ، تالار آینه ، موزه شخصیت ها و یک سالن بازی برای بچه ها وجود دارد. پس از صرف نهار از دو مرکز خرید معروف دیگه پاتایا به نام های central festival و mike shopping mall که هر دو در خیابان ساحلی قرار داشتند دیدن کردم که دومی رو برای کسانی که میخوان از پاتایا خرید پوشاک داشته باشن توصیه میکنم(با توجه به قیمت اجناس).پس از اتمام بازدید ها برای قدم زدن به ساحل رفتم ؛پاتایا با داشتن یک خط ساحلی به طول تقریبی چهار کیلومتر و همه نوع امکانات تفریحی مانند کلوپ های غواصی ، پاراسل ، پاراشوت و ... انتخاب خوبی برای کسانی است که علاقه مند به این قبیل سرگرمی ها هستند.همچنین در 7 کیلومتری پاتایا جزیره ای مرجانی به نامkohlan نیز وجود دارد که با ساحل و مناظر زیبایی که داره میتونه یک روز وقت شما رو پر کنه.

صبح روز بعد پس از صرف صبحانه اتاق رو تحویل دادم و با تاکسی هتل به ترمینال اتوبوس رفتم.طرفای ظهر بود که وارد شهر بانکوک شدیم ؛ ابتدای ورودمون به شهر ترافیک سنگینی بود و من رو یاد خیابان های تهران می انداخت؛ تا رسیدن به ترمینال حدود 15 دقیقه ای تو ترافیک بودیم ؛ بانکوک شهری شلوغ و پر جمعیت اما تمیز و منظم(حداقل اون جهتهایی که من رفت و آمد کردم به این شکل بود) . برای اقامتم در بانکوک هتل royal lvory رو رزرو نموده بودم که متاسفانه با تبلیغاتی که داخل سایت ازش شده بود خیلی مغایرت داشت و در مقایسه با اقامتگاهم در پاتایا این هتل شرایط خوبی نداشت و پایین تر از سطح معمول بود ؛ پس از تحویل دریافت اتاق از هتل زدم بیرون تا یه سری به خیابان های اطراف بزنم .

هتل در یک خیابان فرعی و نزدیک خیابان سوخومویت قرار داشت و شامل چندین کافه رستوران ، یک مرکز تبدیل ارز و تعدادی هتل دیگر بود.از اونجایی که برنامه خاصی برای امروز نداشتم ترجیح دادم یه سری به سه مرکز خرید siam center و siam discovery و siam paragon بزنم که فاصله چندانی با هتل نداشتند و پیاده میشد به اونجا رفت. این سه مرکز خرید چسبیده به هم ، از جمله معروفترین نمونه های خود در بانکوک هستند.طبق معمول اکثر فروشگاه ها اجناس مارک دار و برند داشتند که گزینه ای مناسبی برای خرید کردن نبودند. بعد از یکم چرخ زدن در مراکز خرید و خیابون گردی نزدیکای غروب به هتل برگشتم که برنامه گشت های روزهای بعد رو در بانکوک تعیین کنم.فردا آخرین روز هفته و زمانی برای بازدید از بازار chatuchak بود ، بنابراین برنامه فردا را به بازار گردی اختصاص دادم.

صبح امروز پس از صرف صبحانه برای رفتن به بازار به خیابان اصلی مراجعه کردم و پس از کلی چانه زنی با یک راننده موتور قرار شد با 100 بت منو به بازار برسونه.جهت نسبتا طولانی بود و داشتم به این فکر میکردم که این بیچاره مبلغ مناسبی رو به من پیشنهاد نموده بود ولی خوب هیچکس در جهان حریف فن چانه زنی ما ایرانی ها نخواهد شد . این بازار در قسمت شمالی بانکوک(خیابان kamphaengphetst) و جنوب پارک chatuchak قرار گرفته است و تمامی وسایل نقلیه در شهر، نزدیک این بازار ایستگاه دارند.این مرکز به سبب مساحت و تعداد غرفه ها ، یکی از شناخته شده ترین بازارهای آسیاست و با تنوع اجناسی همچون کالاهای قدیمی و آنتیک ، صنایع دستی ، پوشاک ، کتاب ، گیاهان زینتی ، حیوانات خانگی و... با قیمت های مناسب نسبت به مراکز دیگر گزینه بسیار خوبی به شمار می آید.

وارد بازار که شدم از باجه اطلاعات نقشه ای گرفتم که موقعیتم در بازار و البته غرفه ها را براساس نوع محصول تعیین نموده بود. به جهت گرمای هوا در هر گوشه ای از بازار دکه های فروش لیموناد و آب میوه وجود داشت ؛ دکه فروش غذاهای آماده هم که دیگه پای ثابت هستند و بخش جالب داستان مراکز ارائه دهنده foot massage(ماساژ پا) بودند تا اشخاصی که از راه رفتن در بازار خسته شده اند بتوانند خستگی در نمایند. جستجوی من فقط در قسمت های مربوط به پوشاک و صنایع دستی اونم نه به صورت غرفه به غرفه ، حدود 4 ساعتی زمان برد که البته این مورد رو بگذارید بابت وسعت بازار نه سخت پسندی من.بالاخره بعد از خرید چند قلم جنس ، بازار رو ترک کردم و چون بار زیادی همراه داشتم ترجیح دادم با توک توک (سه چرخه های معروف تایلند) به هتل برگردم ؛ خستگی راه رفتن در بازار اجازه نداد اون روز جای دیگه ای برای بازدید برم.

صبح روز بعد طبق برنامه ریزی که داشتم باید از دو مرکزwat phra kaw و wat pho بازدید میکردم. سایت تاریخی وات فرا کائو در بخش غربی شهر و نزدیک به رودخانه chaophraya واقع شده و بزرگترین سایت تاریخی در کشور تایلند است. این مکان تا سال 1952 به عنوان محل سکونت خانواده سلطنتی بوده و پس از آن بخشی از آن جهت امور تشریفات و مابقی جهت بازدید عموم استفاده می گردد.برای دیدن کردن از مجموعه می بایست ورودیه ای به مبلغ 500 بت را پرداخت کنید و همچنین جهت ورود افراد قوانینی از نظر پوشش وجود دارد که در سایت مجموعه به آن اشاره شده است و می بایست توسط بازدیدنمایندگان رعایت گردد.

محوطه قابل بازدید شامل تعداد زیادی ساختمان های عمومی با معمارهای زیبا و باشکوه ، بخشی برای نیایش و همچنین دیواری عریض با نقاشی های زیبا با موضوع داستان های افسانه ای این کشور می باشند که در واقع در بخش بارگاه خارجی مجموعه قرار دارند و بارگاه داخلی که شامل کاخ و دفتر سلطنتی است قابل بازدید نمی باشند.شک نکنید حتی اگر یک روز فرصت برای گشت در این شهر دارید ، این مجموعه در اولویت نخست شما باید قرار گیرد.

پس از خروج از این مجموعه با چند دقیقه پیاده روی به معبد wat pho(بودای خوابیده) رسیدم ؛ ورودیه این معبد 100 بت بود و بازدیدنمایندگان می بایست بدون کفش وارد میشدند ؛ این مجسمه باشکوه به طول 46 متر ، از جنس طلاست و در سال 1832 ساخته شده است ؛پس از بازدید از معبد در کنار درب خروج نیز یک مرکز قدیمی ماساژ سنتی تایلند وجود دارد.

روز بعد بازدید از معابد wat arun و war saketرو تو برنامه داشتم که اولی در غرب و دیگری در مرکز بانکوک قرار داشت.این روز نخستین روز از جشن آب(جشن سال نو) در تایلند بود ؛ پاشیدن آب به یکدیگر(با فلسفه از بین بردن گناهان و همراه آوردن خیر و برکت برای یکدیگر) ، اهداء پول و خوراک به راهبان و نو سازی معابد از سنت های این جشن سه روزه به شمار می رود. تایلندی ها علاوه بر این جشن ، جشن سال نو میلادی در ژانویه و سال نو چینی در فوریه را جشن میگیرند.

تعداد زیادی دستفروش در کوچه و خیابان مشغول فروش کاورهای ضد آب برای محفوض ماندن مدارک و تلفن همراه به عابرین بودند. تعدادی از مردم نیز در پیاده رو مشغول پاک کردن گناهان یکدیگر و وسایل نقلیه با سطل و شلنگ و تفنگ آب پاش بودند که تونستم از دستشون فرار کنم اما در مقابل اون دسته از عزیزانی که از پنجره آب را با سطل روی سرم خالی کردند کاری نمیشد کرد؛

برای دیدن معبد wat arun که در غرب رودخانه chaopraya است می بایست از رودخانه عبور کرد.این کار رو هم به وسیله قایق میشه انجام داد و هم پلی که برای عبور وسایل نقلیه بر روی رودخانه درست شده سات. هزینه استفاده از قایق ها 20 بت بود وبهترین فرصت برای خلاصی از سکه هایی که تو اون چند روز به عنوان باقی مانده پول دریافت نموده بودم.معبد watarun یکی از معروفترین معابد شهر بانکوک است و حتی در قرن 17 توسط یکی از پادشاهان به عنوان معبد سلطنتی انتخاب شده .بنای فوق شامل یک سازه(مناره مخروطی شکل) به ارتفاع 80 متر است که توسط 4 سازه کوچک تر (تحت عنوان خدایان نگهبان) احاطه شده است.

پس از بازدید از معبد به آن طرف رودخانه برگشتم و با کرایه یک توک توک به سمت معبد watsaket حرکت کردم.این معبد که به ) golden mount کوه طلایی (نیز معروف است در بالای تپه ای قرار گرفته و برای رسیدن به آن می بایست جهتی مارپیچ با تعداد زیادی پله را پشت سر بگذارید؛ داخل معبد مجسمه هایی از بودا قرار داشت و گروهی از افراد مشغول نیایش و عبادت آنها بودند.این معبد هر ساله در ماه نوامبر میزبان مراسم مذهبی است.

صبح روز بعد که آخرین روز اقامتم در تایلند بود تصمیم داشتم از یک جاذبه منحصر به فرد این شهربه نام بازار روی آب دیدن کنم . بانکوک دارای چهار بازار روی آب است که من بازار damneon sadukرو انتخاب کردم.از دو سه راننده موتور که پرسیدم هیچکس قبول نمیکرد من رو ببره که آخر یکیشون که توک توک داشت شرح داد که چون به وسیله بزرگراه می بایست به بازار برسیم فقط باید از اتوبوس یا ماشین استفاده کرد و گفت دوستی داره که میتونه من رو به بازار برسونه ، منم به ناچار قبول کردم و به راه افتادیم.با گذر از چند خیابون جلوی یک تاکسی توقف کرد و گفت که من باید با این ماشین به بازار برم ؛

توی تاکسی تعداد زیادی پکیج های تفریحی مربوط به بازار بود و راننده در خصوص بازار صحبت می کرد.پس از گذشت حدود سی دقیقه به بازار رسیدیم ؛ به محض پیاده شدن از ماشین یه نفر که مسئول فروش تور بود به استقبالم اومد و همراهش آلبومی داشت از پکیج های گردشگری بازدید از بازار که البته قیمت های فضایی داشت و از اونجایی که قصد من فقط بازدید از بازار بود گفتم علاقه ای به استفاده از هیچکدومشون ندارم و مسئول تور هم که ظاهرا خیلی ناراحت شده بود که مبلغ خوبی از دستش رفته گفت فعلا قایقی برای استفاده نداره و باید زمان دیگری مراجعه کنم . پس از رفتن اون شخص راننده وارد بازی شد و اصرار پشت اصرار که این پکیج ها واقعا عالی هستند و از این جور حرفا و در نهایت که دید من گوشم به این صحبتا بدهکار نیست مبلغی که توافق نموده بودیم رو گرفت و برگشت سمت شهر ؛ پس از گذشت ده ، پانزده دقیقه همون فردی که مسئول قایق ها بود اومد و پیشنهاد داد که میتونم از بازار دیدن کنم فقط باید پول کل قایق رو که در حالت عادی چهار، پنچ نفر میتونن همزمان ازش استفاده کنن رو پرداخت کنم که دیگه چاره ای جز قبول کردنش نداشتم .

قبل از رسیدن به بازارمحوطه جنگلی و سرسبزی رو پشت سر گذاشتیم و با عبور از چنیدن دهکده به بازار رسیدیم؛ در دو طرف جهتی که قایق از اون عبور میکرد فروشگاه هایی که اغلب صنایع دستی بودند وجود داشت و راننده در کنار هر فروشگاه چند لحظه قایق رو نگه میداشت تا اگر مسافرا میخوان بتونن خرید کنن وگرنه به سراغ بقیه قسمت ها می رفت ؛ غیر از این فروشگاه ها قایق هایی هم بودند که گل و میوه میفروختند ؛ من که خریدم رو پیش از این انجام داده بودم خیلی زود بازدیدم رو تموم کردم و با برگشت به جایی که سوار شده بودم و کرایه کردن یه تاکسی به هتل برگشتم.

پس از بازگشت به هتل از اونجایی که پروازم فردا صبح زود انجام میشد تصمیم گرفتم هتل رو زودتر تحویل بدم و بامداد فردا به فرودگاه برم که یه وقت خواب نمونم و پروازم رو از دست ندم. ساعت 1 بامداد فردا اتاق رو تحویل دادم و با تاکسی که از پیش هماهنگ نموده بودم به فرودگاه رفتم.تا ساعت شش صبح که زمان پروازم بود سعی کردم کمی در فرودگاه بخوابم که تلاشم بی نتیجه بود.ساعت 6 صبح بانکوک رو به مقصد دوحه ترک کردیم.

نکات قابل توجه :

*پیش از مرحله کنترل پاسپورت در فرودگاه ، توریست ها می بایست تعییناتی از پاسپورت ،مدت و زمان اقامت خود را در فرم هایی نوشته و تحویل دهند.بهتر است این تعیینات را به همراه قلم از پیش آماده نموده باشید تا سردرگم نشوید.

* استفاده از بازار روی آب با توجه به هزینه کرایه هر قایق برای کمتر از چهار یا پنج نفر منطقی نیست .

* در صورتی که سفر شما شامل شهر بانکوک نمیگردد میتوانید خرید های خود را از مرکز خرید mike shopping mall و خیابان های اطراف walking street انجم دهید.

* اکثر اجناسی که در بازار به فروش میرسند را می توانید با چانه زدن به نصف قیمت خریداری کنید(پیش از سفر روی فنون چانه زنی خود کار کنید) و همینطور در خصوص نرخ تاکسی ها.

* پیش از کرایه کردن تاکسی دقت کنید پیش از حرکت ، نرخ را با راننده طی نموده باشید.همچنین برخی از آنها پیشنهاداتی برای بازدید از مراکز خرید و توریستی به شما میدهند که ممکن است پس از بازدید مورد پسند شما قرار نگرفته و بی دلیل هزینه ای اضافه پرداخت نموده باشید.

* اگر علاقه ای به آزمودن غذاهای سنتی در تایلند ندارید رستوران های زیادی با غذاهای حلال و همینطور فست فود هایی مثل مک دونالد و کی اف سی وجود دارند که میتوانید از آنها بهره ببرید .در خیابان ساحلی پاتایا جنب فروشگاه ROYAL GARDEN PLAZA یک رستوران ایرانی وجود دارد.

نویسنده : امیرحسین مرادی فر

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب سایت بانک تور و گردشگری مسؤولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی گیرد.

منبع: لست سکند
انتشار: بروزرسانی: 22 آبان 1398 شناسه مطلب: 405

به "سفرنامه بانکوک ، پاتایا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سفرنامه بانکوک ، پاتایا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید